javadkhof :: javadkhof

۲۹ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «javadkhof» ثبت شده است

لینوکس o_0 توو لینوکس داریی ؟

بسم الله الرحمن الرحیم

من و درد سر های گنویی ( قسمت اول :D )

لینوکس o_0 توو لینوکس داریی ؟

i_and_gnu_troble

اقا ما در دوران توفولیت و نوبییت ( :D ) تو این کودکستان اسکینک فعالیت می کردیم ! (‌به جانی شوما )

حالا این وسط مسطا که ما داشتیم این سایته رو انقدر رفرش می کردیم تا یه چیز جدید تو انجمن پیدا کنیم و بریم فعالیت کنیم ( بچه بازی بود دیگه جانی شوما ! )

یوهو دیدوم یکی داره حرف از لینوکس می زنه !

اقا مام اندر کف مانده بودیم عـََـَـَـَــَـَـَـَـَـَهـــ لینوکس چیه متعجب

خلاصه مام پاپیچ این یاروو شدیمو گفتیم توری جون خودیت یدونه عکس از صفحه دسکتاپت به ما میدی ؟

موخوام ببینوم لینوکص شی شی هه !

حالا تصور ما از لینوکس چیبود ! : یه صفحه سیاه و طلایی ( طلایی== سفید :D ) که هر کاری می خوایی توش بکوونی باید ۲ خط کد بزنی :D مام بچه حالیمون نبود که !

این یارووو پسره هم کلاس می زاش واس ما یِدونه اسکرین شات از این اوبونتوی ساب مردش نزاشت !

پ.ن ( هنگام داستان ) طرف شاخ ئه انجمن بود خخخ عکس پروفایلش رد هت بود یدونه اوبونتو یه چوسکی داشت خخخخ  ناگفته نماند اونم بچه می زد خخخخ

در کله منم اون موقع  اندر کف ئه همین لینوکسه مونده بودیم !

بچه هم بودیم سرچ کردن حالیمون نبود که بگردیم ببینیم لینوکس چیه ! چارتا دونه اسکرین شات خودمون ببینیم و....

و اینجوری بود که اولین جرغه های اشنایی ما با لینوکس ئه افسانه ای شروع شد :D

پ.ن ( بعد از قسمت اول ) : خب از این به بعد سعی می کنم هر وقت حوصله داشتم یکم در مورد درد سر هایی که با لینوکس کشیدم بنویسم :D به صورت طنز و خب تهش یه نتیجه گیری از  داستان  این قسمت هم  می کنیم خخخخ

پ.ن ۲ : اون عکس بالا رو هم بیکار بودم کشیدم خخخخ ناگفته نماند از بچگی نقاشی بلد نبودم خخخخ

نتیجه گیری : بیایید سرچ کردم یاد بگیریم

نتیجه گیری ۲ : خودمون رو مثل اون یاروو عن نکنیم :|

  • ۱ | ۰
  • نظرات [ ۰ ]
    • javad ghasemi
    • شنبه ۹ ارديبهشت ۹۶

    من ارچ نصب کردم غلط کردم غــــلـــــــط

    به نام خدا

    شاعر می گه :

    تکیه کردم بر ویکی ئه او غلط کردم غلط

    جان کندم برای کانفیگ او غلط کردم غلط

    عمر کردم صرف میزکار او غلط کردم غلط

    ساختم زوبونتو را فدای او غلط کردم غلط

    [اهنگ پس زمینه اهنگه ]

    سوختم اعصاب را فدای او خطا کردم خطا

    دل به کانفیگش کردم خطا کردم خطا

    این که دل بستم به کامینیتی ئه او بد بود بــَـَـَـَـَـَـَـَـََـَـَـَد

    سوختم مانجارو را برای او خطا کردم خطااااا

    [اهنگ پس زمینه اهنگه به مدت طولانی  ]

    از برای خاطر irc خار ام می کنــــــییی

    من چه کردم این چنین شاخدارم می کنــــــیی

    سوی نامت نَرَوَم اینگوونه خااارم کردهههه ایییی

    نا امید ام بیش از این مگزار سی پی یو را بپوکونمش

    {این جا بود که دیگه نطقم با گریه مخلوط می شه و دیگه توان  نوشتن نیست }

    خب یعنی خودتون در کنید چقدر دلم خونهههه خخخخخ

    از دیروز ساعت ۱۱ صبح تا همین الان ( حتی در حین خواب ) هم پدر منو در آورده خخخ

    دیروز انقدر سرم درد گرفت سر نصبش که همونجا  دم در دستشویی ( چون مودمو چسبوندم بالای دستشویی برای اینکه کل خونه انت داشته باشه ) کنار لپ تاپ شهید شدم :D

    کلا منو درک کنید دیگه سراغ ارچ نرید خخخخ

    حالا  این ماجرا رو توی من و  درد سر های گنویی در قسمت هایی اخرش بیشتر توضیح خواهم داد خخخ

  • ۲ | ۰
  • نظرات [ ۲ ]
    • javad ghasemi
    • جمعه ۸ ارديبهشت ۹۶

    شروع داستان من و دردسر های گنویی :D

    gnu_headshadow

    به نام خالق کلمات :)

    سلام

    خب از اوقات فراغت بسیار کم و البته حوصله بسیار کمتر برای انجام کار به این فکر افتادم که یه داستان بنویسم :D

    هم یه جورایی از خراب کاریی هایی که کردم می گم تا شما بخندید و هم این وسط چارتا چیز می گیم شاید به دردتون خورد :D

    خب الان که حال نوشتن زیاد ندارم فقط خواستم بگم منتظر چنین داستانی از که اسمشو گزاشتم :

    من و درد سر های گنویی

    باشید چون فکر کنم داستان جالبی از اب در بیایید :D

    فعلا بای :D

  • ۱ | ۰
  • نظرات [ ۱ ]
    • javad ghasemi
    • چهارشنبه ۶ ارديبهشت ۹۶

    سفید سنگ خراسان رضوی هنوز در تلاطم

    سفید سنگ

    به نام خالق هستی

    سلام

    این جوری که این زلزله نگار ما + خبر های رسمی می گن این  زلزله ی مشهد که ۲ هفته ای از سر و  صدا و  تخریبش می گذره هنوز تموم نشده و پس لرزه هاشو هنوز داره روی سر این مردم خراب می کنه !

    از اونور هم سیل اذربایجان !

    اوووف چه  خبره خداییش ایران !

    یه مانیتورینگ کشوری بزاری هر لحظه یه اتفاق ناجور می افته خخخخ

    حالا در همین حد فقط خواستم بگم اگه دوست داشتید شمام اخبار زلزه رو ببینید به ربات مام یه سر بزنید خخخخ

    ( تبلیغ  در این حد  ضایع خخخخ )

    اینم ایدی ربات : @zel2bot 

    این ایدی رو توی یکی از گروهاتون کپی می کنید بعد  لینک دار میشه  کلیک می کنید روش !‌

    :D

    خداحافظ

  • ۱ | ۰
  • نظرات [ ۰ ]
    • javad ghasemi
    • دوشنبه ۴ ارديبهشت ۹۶

    یهوویی من یهویی i3 :دی

    i3

    سلام

    خواستم عکس یه اسکرین شات توی انجمن اوبونتو بزارم

    گفتم اول اینجا بزارم بعد اونجا :D

    خب در همین حد  ببینید اگه قشنگ بود کانفیگشو بهتون بدم :)

    البته نا گفته نماند خودم اون کانفیگ ئه  رسول رو کانفیگ کردم شده این خخخ

  • ۳ | ۰
  • نظرات [ ۲ ]
    • javad ghasemi
    • يكشنبه ۳ ارديبهشت ۹۶

    #!/bin/bash

    bash

    به نام خالق نور از عدم !‌ نه این سوسول بازیایی که می گن منم :D

    سلام

    !

    نمی دونم چی بنویسم !

    یه چندوقتیه عاشق بش شدم !

    چند وقت که بیشتر ئه !

    ولی خیلی عاشقشم :D

    مخصوصا که الان اومدم سمت i3 و با عشق مجبورم ازش استفاده کنم :D

    bin/bash/!#

    این یک خط معروف که خب فکر کنم خیلیا بشناسنش :D

    خیلی ها هم با همین یه خط کل زندگیشون شروع شد :D

    هعیی بش !

    بش ! بش :D

    خب باید بدونید که  بش مخفف چیه ؟

    تولد دوباره شل اسکریپت :D

    bourn

    again

    shell

    اگه تاحالا امتحانش نکردید پیشنهاد یک بار امتحانشو بهتون می دم حتی اگه جزو اون دسته از ویندوزی ها باشید که اصلا به این چیزا نمی خورن خخخخ

    یکم در مورد امکانات بش سرچ کنید می بینید که چیز خاصی نداره یه چیز کاملا ساده ! با سین تکس روون

    و البته بعضی مواقع بسیار سخت :D

    ولی باهمین چیز بسیار ساده یه سری ادم یه سری کارهای فوق العاده ای انجام دادن و میدهند که وقتی میشنوی واقعا مخت سووت می کشه :D

    یکم در موردش پیشنهاد می دم سرچ کنید و بخونید D:

    از موارد قدرتش براتون بگم :

    هماهنگی و یکپارچگی کامل با تمام نرم افزار های که با واسط ترمینال باز میشن !

    یعنی شما می تونید با یدونه if و ۲ تا دونه  حلقه با نرم افزار هایی کامند لاینی با سیستمتون کارهایی فوق العاده عجیبی بکنید :D

    حالا بقیشو  می سپرم  به خودتون دیگه خیلی حال نوشتن نیست :D

  • ۱ | ۰
  • نظرات [ ۰ ]
    • javad ghasemi
    • چهارشنبه ۳۰ فروردين ۹۶

    چه باحال میشه داستان هامون هم مثل کد هامون آزاد بشن :D

    به نام خداوند کلمات

    و سلامی  دوباره در یک روز ‌:D

    اصلا  این  حرکت ۲ تا  پست  تو یه  روز توی بلاگم بی سابقه  بوده خخخخ

    خب یه  راست  بریم سر اصل مطلب یعنی وات ده فاز !

    فاز از اونجایی شروع شد که اقای تد ! گفتش اگه  نظر ندی برای اون داستان دیگه  رمز رو  برات  نمی فرستم !

    منم مثل این  مریدان  جامه دریده و خود را  جر واجر کرده  و همینجوری به  صورت ناخوداگاه یه  نظری نوشتم که یکم خودم رفتم تو کفش خخخخ

    حالا اون  نظر چی بود!

    نظرو  ولش کنید ایده مهمه خخخ

    بزارید اینجوری بگم :

    فرض کنید شاهنامه به  تعداد کاراکتر هایی که داشت نویسنده داشت !

    یعنی مثلا فردوسی خدا بیامرز ( عشق خودم خخخخ ) شاهنامه رو  به نقل از مثلا رستم می نویسه تا تهش میره و کتاب رو می زاره توی یه جایی مثل گیت هاب !

    من می خونمش از شخصیت سهراب خوشم میایید !

    میاییم یه پیج درست می کنم زیر مجموعه داستان ئه مستر فردوسی :D

    و خب داستان  رو با اون شیرازه ای که دوست عزیز و گرامی اق فردوسی امون نوشته ( از زبون رستم ) من از زبان ! کلام ! رفتارسهراب اون داستان رو می نویسم و تیکه تیکه می زارم توی اون پیجه به ظاهر گیتهاب گونه  و خب اینجوری

    یه کتاب داشتیم که خب هر شخصیت اون کتاب از نظر یه  دیدگاه  دیگه ای کارها و  رفتار هایی که توی اون ماجرا کرده توضیح داده میشه !

    و اینجوری یه  کتاب آزاد ( حالا  اپن سورس یا  اپن خط خطی یا اپن بوک یا اپن ئه اشپز خونه یا هر چیزی که  دوست دارید اسمشو بزارید ) داریم !

    که خب به  نظر من می تونه  یه تحول توی صنعت نویسندگی و وبلاگ نویسی ئه ایران  باشه !

    حالا نمی دونم به نظر خودم جالب بود این فکری که یهوویی تو ذهنم اومد گفتم بزارم اینجا ببینم  نظر شما چیه ! :)

    یاحق :)

  • ۱ | ۰
  • نظرات [ ۰ ]
    • javad ghasemi
    • يكشنبه ۲۷ فروردين ۹۶

    به صدای علم گوش کن با ناملیک

    namlik

    بسم الله  الرحمن الرحیم

    سلام

    خوبیدخوشید سلامتید :)

    خب عموو جواد  بازم  چیز میز اورده  براتون خخخخ

    خب  قبل از  معرفی ئه چیزی که می خوام  معرفی کنم بزارید سوال همیشگی رو از خودم بپرسم !

    وات ده فاز :!

    خب فاز از اونجا شروع  شد که من یه مدت معتاد اهنگ شدم :D

    و خب الان  اصلا  خوشم نمیایید اهنگ گوش بدم به خاطر این تصمیم گرفتیم برم سراغ یه صدای دیگه !

    که بتونم توی محیط کار جایگزین اهنگش کنم !

    و خب از انجایی که  یه اشنایی کوتاهی با  رادیو ها و  پادکست  ها داشتم  گشتم و گشتم  دنبال پادکست !

    بعد به این فکر افتادم که قطعا باید یه کلاینتی یه سایتی یه نرم افزاری چیزی باید  باشه که توش بشه هر نوعی که ادم می خواد پادکست پیدا کنه !

    با کمی پرس و جوو به  ۲ تا  سایت رسیدم !

    که خب از یکیش خوشم اومد !

    و اون چیزی نبود جز ناملیک :D ( http://namlik.me )

    پادکست ها باموضوع های مختلفی توی این سایت هست

    می تونید  عضو شید توی این سایت و خودتون هم  پادکست هاتون رو اپلود کنید تا بقیه هم از صداتون استفاده کنن :)‌

    و خب یه  سری چیز های خوب دیگه هم داره که خودتون باهاش کار کنید آشنا میشید :)

    موفق باشید

    یاحق :)

  • ۱ | ۰
  • نظرات [ ۱ ]
    • javad ghasemi
    • شنبه ۲۶ فروردين ۹۶

    نیمچه چالش لیست کتاب :D

    به نام خالق قلم : )

    سلام !

    خوبید

    خسته  نباشید

    شرمنده  لیست  کتابو  فکر کنم با  ۲ روز تاخیر  دارم  ارسال  می کنم :D

    این یکی دوروز فقط فیلم دیدم خخخ هیچ کار دیگه  ای نکردم رسما !

    خب  کتابایی  که توی سالی  که داره میره خوندم ! ( یکم  فکر کردم  یه  سری  کتاب هایی که  خونده  بودم  اسماشون اومد قشنگاشونو جلوشون  ستاره می زارم )

    1. دموکراسی دمو قراضه *
    2. زایو *
    3. انسال ۲۵۰ ساله *
    4. تاریخ پیامبر نوشته  ایت الله  صبحانی *
    5. نامیرا *
    6. دختر شینا *
    7. رویایی نیمه شب *
    8. جام جهانی در جوادیه
    9. سه گانه  ناهمتا ( جلد  اول )
    10. ۳ جلد  از هری  پاتر :D ( بقیشونو چاپی می خوام ) *
    11. پدر عشق و پسر

    یه  چیزی  حدود  ۵ - ۱۰ تا  کتاب  دیگه  هم  بود اسماشون  نمیایید  حالا یکم  زور می زنم یادم اومد اضافه  می کنم اروم اروم :D

    و اما کتاب هایی که  این ۱۳ - ۱۴ روزه  به  صورت  خسته  وار  می خوام  بخونم !

    1. java script for professional developer
    2. عدل الهی ( استاد مطهری )
    3. اصول اعتقادات
    4. شیعه در اسلام ( علامه طباطبایی )
    5. هری پاتر مابقی جلد ها ( اگه  گیرم بیایید :D
    6. .

    یه سری دیگه هم می خوام  نمایشگاه کتاب برم  دنبالشون :D ( پولش باشه :D )

    که خب هنوز فکر نکردم که  چی می خوام :D

    اگه  کتاب خوبی میشناسید معرفی کنید !

    پیشنهاد می کنم  شمام یه  لیست  بزارید چارتا کتاب از لا لیست  شمام پیدا کنیم ! :‌)

    پ.ن : خسته  نباشید میگم به  اون  دلاوری که اون  دفعه گفتم مارو دنبال  کرده  بود الان  عان فالوو کرده !

    خسته  نباشی دلاور خدا قوت  پهلوان !

    برا مام دعا کن :D

  • ۲ | ۰
  • نظرات [ ۴ ]
    • javad ghasemi
    • جمعه ۲۷ اسفند ۹۵

    نمی دونم چی بگم

    بسم الله  القدوس

    سلام

    : )

    خوبید

    خوشید

    سلامتید :‌ )

    یه  دور اومدم پست  بزارم انقدری بی حال بودم که  نمی دونم  پسته چی شد  خخخ

    ارسال  نشده  ولی ظاهرا خخخخ

     

    خب ۲ روزیه واقعا بیکار شدم  سرم  خلوت  شده  گفتم  براتون  پست  بزارم

    خب  چخبر : )

    خوبید؟ خوش می گذره؟  روزگار به کامه ؟

    عید هم که  داره میایید نمی دونم  تبریک بگم

    تسلیت  بگم

    چی بگم :D

    ولی خب  عیده  دیگه  اصولا باید  تبریک گفت :D

    هعییی خداا !

    راستی یه  سری چیزایی که  دفعه قبل نوشته  بودم رو بگم !

    ۱- اول اینکه  به اون  دلاوری که به تازگی ( هفته  پیش ) بلاگ مارو  دنبال  کردن  خسته  نباشید  می گیم  :D داداچ فازت  چیه ؟ :D

    ۲- به اون  بلاگ ئه  شخص بچه  پولدار ( اسم  بلاگش بود ) از همینجا اعلامات  چرا یم را  ابراز می کنم که چرا  پاک کردی از وقتی  پاک کردی دیگه  انگیزه ای برای باز کردن  بیان  ندارم !

    ۳- دیگه  بقیش یادم نیست !

    چهارشنبه  سوری هم شده  اینجا هر ۳۰ ثانیه  یه  صدای  بمبک یا  ترقه ای چیزی  میایید :D

    خدا  رحم کنه‌!

    باز خدارو شکر دوچرخم پنچره  و گرنه  فکر کنم  تو کوچه  ها شهر زنده  به  مقصد  نمی رسیدم :D

    خب کلا  مواظب خودتون باشید : )

    عید هم  خوش بگذرونید : )

    فعلا  خداحافظتون باشه  تا  دفعه دیگه هم  پست منو بخونید :D

  • ۱ | ۰
  • نظرات [ ۱ ]
    • javad ghasemi
    • سه شنبه ۲۴ اسفند ۹۵

    هعییی خدا : )

    جمکران

    بسم الله السیع العلیم

    سلام !

    همینجوری خسته بودم گفتم یه  پست بزاریم :D

    مخاطب که  نداریم همینجوری واس دل خودمون چارتا اسپم  بفرستیم  تو بلاگ دلمون خوش باشه خخخ

    خب از کجاش بگم براتون ؟‌

    اون یارو شاعره می گه :

    .... الهی نبینم به غیر تورا !

    جملش سنگینه ووو !‌

    یکم که نه زیادی خستم !

    صبحیه رفتیم کوه :|

    خب یدونه جمعه رو خونه می خوابیدم اونم  ور داشتنمون بردنمون  کوه : |

    پاهام  دو ساعتی میشه  رو حالت  ویبرس  ول هم  نمی کنه‌!‌

    دستمم ۹۰ درجه  بیشتر بالا میارم  ویبره  میره  خخخخ  :D

    خلاصه اینکه  الان  این لیست موضوعات  بلاگ رو  دیدم !

    بلاگه واس خودش اسپمستونی ئه ها !‌

    خب سرتونو درد نیارم !

    یه امروزه رو استراحت کنیم فردا دوباره قراره بکش بکش شروع بشه !‌ :D

    فعلا ‌!‌

    یاحق !

  • ۴ | ۰
  • نظرات [ ۳ ]
    • javad ghasemi
    • جمعه ۱۳ اسفند ۹۵

    عشق یا اجبار

    یَا دَیَّانُ یَا بُرْهَانُ

    سلام

    خب قضیه از خیلی وقته  پیش شروع شده !

    امروز یهوو  زد بیرون :|

    یه داداش ۷ ساله  دارم !

    کلاس اول ابتدایی !

    یه  مامان گیر هم  دارم :D

    که می تونم بگم عامل تنفر من  از مدرسس :D ( از بس گیر میده بچه  درستو بخون  :\)

    و خب این تنفر من  از مدرسه چند سالع  شروع  شده !

    قبل از این داداشم  به من  گیر خاصی من باب درس خوندن نمی دادن چون ۲ تا  خواهر بزرگتر ئه  به  شدت خر خون داشتم :D ( که الان رفتن  پی زندگیشون :D )

    ولی چند سالیه خیلی بد به من گیر می دن که  درس بخون !

    و در همین راستا از اونجاییکه داداشم کلاس اوله خیلی بهش گیر میدن  مشق بنویس !

    تا  حدی که  بچه  یه  بدخت از صبح میایید خونه داره سر کوفت می خوره مشق بنویس !

    بیرون نمی ره  از خونه چون مشق داره !

    تلوزیون دیدن  کوفتش میشه  چون انقدر بهش می گن  مشق بنویس !

    و اینجوری که  داره  پیش می ره  من می ترسم !

    هرجقدر هم  می گم گوش هیچ کس بدهکار نیست :(

    من همیشه  به مامانم  می گم روزی ۲ بار بهش بگوو مشق بنویس بعد دیگه  نگوو  بعد ۱ هفته  خواهی دید خودش میایید می گه  ماما املا بگوو بهم !

    حالا امروز یه  اتفاق دیگه افتاد!

    بالاخره مادرم گفت  جهنم  می خوایی بنویس می خوایی ننویس ! ( که  خب اینو زیاد می گه  ولی امروز ظاهرا  جدی بود البته  تا  دقایقی پیش از این که  شروع کنم به  نوشتن ! )

    الان  ساعت نزدیک ۲۳ تا چند  دقیقه  قبل داداشم خواب بود ! ( از فرط خستگی مشق نوشتن :D )

    یهوو صدایه  " باش - الان بیدار می شم  - چند دیقه  دیگه " (‌جمله  هایی که  داداشم  در زمان بیدارش شدن برای رفتن  به  مدرسه می گه  وقتی می خوایی بیدارش کنی ) شنیده  شد !

    بعد ۲ دقیقه  داداشم  اومد  جلویه  در اتاق ( تنها  اتاقی که  چراغش روشن  بود )

    بهش گفتم چرا  بیدار شدی بروو بخواب بعد بردم  رو تختش خوابوندمش :D

    حالا  مامانم  لطف کرده  دوباره  اومده  نزاشته  بچه  بخوابه تا  بهش  مشقاشو  بگه  بنویسه :|

    واقعا با  این  اخلاق مامانم می ترسم برای این  بجه ( اخلاقش بد نیست فقط رویه  بعضی چیرا  بد جور پیله می کنه )

    بعضی موقع ها هم  که  دعوا  می کنن  می گم  به  من  چه  تربیت  این بچه  به  پایه  بابا ننشه  نه  به  پایه  داداشش !

    می شینم  تواتاق کدمو می زنم ! :|

    کسی هم  بهم  بگه  تویه  کتابت یه  نقطه  یه  ابی پیدا  کردم ( کنایه  از بالایه  چشت  ابرو ئه ) چنان بهش می توپم که  دیگه  حرفی نمی زنن با من !

    و من  کلا من  به  خاطر این  اخلاق چند ساله  مادرم  درسو بیخی بنداز دور شدم :)

    خیلی  شیک  و تر و تمیز :)

    و خیلی  خوش حالم !

    در کله  اینو برای این نوشتم  که خالی شم از دست مامانم  چون  بچه  رو داره  نابود  می کنه !

    موفق باشید

  • ۴ | ۰
  • نظرات [ ۵ ]
    • javad ghasemi
    • جمعه ۱ بهمن ۹۵
    این یه فضا برای نوشتن هر آنچه است که دل تنگم می خواهد :D

    ایدی تلگرام من : @javadkhof

    گروه برنامه نویسا در تلگرام : https://t.me/joinchat/AAAAAD72I-CVJENtk_8U4w

    گروه برنامه نویسا توی irc : #irprogrammers در chat.freenode.net